خرید بک لینک
خوشبختی گاهی ، آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ، که حسش نمیکنیم ، چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود ، دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن ، خوشبختی بود ، خنده های کودکیهامان ، شیطنت ها ، آهنگ های نوجووانیمان ، خوشبختی بود ،اما ، ندیادامه مطلب

برچسب: خوشبختی, نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 17:59

هميشه اين جمله را با خودت تكرار كن:
"من مستحق آرامشم"
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!
و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ!
ﻣﺎ ﺁینه ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ...
ﻣﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ،
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ..
ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕـــﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽﺍﻡ!
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕـــﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽﺍﻡ..
ﻭ ﺍﯾﻦ يعنى رسيدن به آرامشى بى انتها...!
آرام باشید...!

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 17:59

"دوستت دارم" معنای بزرگی دارد..
یعنی مسئولیتپذیری
یعنی جوانمردی
یعنی قدرت محبت
یعنی وفاداری
یعنی صداقت...
وقتی نمیتوانید پای حرف خود بِایستید،
هیچگاه آنرا به زبان نیاورید!
چون این ناتوانی و بیمسئولیتی شما
یک آدم صالح را به افسردگی، ناامیدی، بیاعتمادی، اضطراب، بحرانروحی و حتی به مرز خودکشی و جنون میکشاند..
چه زن
چه مرد
فقط...
"مردانگی کنید...!"

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 17:59

خداوندا...در این چند سال زندگی فهمیدم و اموختم، هیچ کس به اندازه ی پدر و مادرم غمخوارم نیست... فهمیدم هیچ کس جز پدرو مادرم برای داشتن من زحمت نمیکشد... فهمیدم هیچ کس دوست و رازدارم نیست جز پدر و مادرم...هیچ کس واقعی نگرانم نیست جز پدرو مادرم...هیچ کس واقعی نگران از دست دادن من نیست جز پدرو مادرم...خدایا...خداوندا...پدرو مادرم زیباترین و مهربانترین و بهترین دارایی و دوست من در زمین اند...خدا جونم...تو را به بزرگیت...آنهارا از من نگیر...


برچسبها: پدرو مادرم, عشقای من

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 17:59

می دانی درد چیست؟ آه چیست؟ عاشق دلباخته کیست؟ می دانی تنهایی چیست؟ بی یاری چیست؟ عاشق دلسوخته کیست؟ آری، همان که خدایش را گم کرده بود و ز حال یاد او افتاده است. حال که همدمش، یارش، دوستش، کسی که از جنس خودش بود، حال که او تنهایش گذاشته، یاد خداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 21:08

کفشهایم را می پوشم و در زندگی قدم میزنم. من زنده ام و زندگی ارزش رفتن را دارد. آنقدر میروم و قدم بر میدارم تا صدای قدم هایم، گوش نا امیدی را کر کند... زندگی همانند کفشهایی است که پای مان را روی دلشان میگذاریم. خوب میدانیم که کفش ها گاهی پاهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 21:08

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها بخشیدی و نفهمید تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد...

گاهی نباید صبر کرد، باید رها کرد و رفت تا بدانند اگر ماندی رفتن را بلد بودی...

گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمیداند...

و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد، آدمها همیشه نمی مانند، یک جا در را باز میکنند و برای همیشه می روند...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 21:08

خدای من...

نه آنقدر پاکم که کمکم کنی...

و نه آنقدر بدم که رهایم کنی...

میان این دو گمم...

هم خود را و هم تو را آزار می دهم...

هر چقدر تلاش کردم، نتوانستم آنی باشم که تو خواستی...

هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی...

آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی هیچ یعنی پوچ...

خدایا هیچ وقت رهایم نکن...

آمین...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 21:08

چقدر خوشحال میشویم وقتی کسی به ما میگوید مواظبت هستم، نگاهم به توست...

و این حال چگونه خواهد بود وقتی پروردگار این را به ما بگوید...؟...

{..و اصبر لحکم ربک فانک باعنیننا..}

آیه 48 سوره طور

برای حکم پروردگارت شکیبا باش، زیرا تو زیر نظر(و در حفاظت) ما هستی...

زیبایی این آیه وصف شدنی نیست...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 13:26

با خودت تکرار کن...

من شایستگی لذت بردن از زندگی را دارم. هر چه میخواهم میطلبم و با شادی و خوشی آن را میپذیرم...من خدا را دارم و تا وقتی زنده ام واااقعا زندگی میکنم... من با امید به جلو پیش میروم و خدا در تمامی لحظات کمکم میکند...

خدایا سپاس گزارم...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 13:26

پیر شدن به سن نیست...

به این است که:

ورزش نکنی، کتاب نخوانی، عاشق نشوی، هدیه ندهی، محبت نکنی، مهمانی نروی...ووووو در یک کلام...در زندگی عشششق نورزی...به خودت، به پدر و مادرت ، به خواهر و برادرت...

در زندگی عاشقی کن...زندگی کن...یه زندگی واقعی برای خودت بساز...

پیری به سن نیست...به کیفیت دل است...

شاد باشید...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 13:26

(به نام خداوند بخشنده و مهربان) سلام دوستای گلم...این اولین دلنوشتمه...امیدوارم خوشتون بیاد... دوست خوب چه کسی است؟ آیا به هر دوستی میتوان اعتماد کرد؟ چه جوری میتونیم دوست خوب و بشناسیم؟ هر سال از اول مدرسه با همه ی بچه های کلاس آشنا و صمیمی میشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 15:56

با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...

یکی رفت و یکی موند و یکی از غصه هاش خوند...

یکی برد و یکی باخت و یکی با قسمتش ساخت...

یکی رنجید... یکی بخشید...یکی از آبروش ترسید...

یکی بد شد... یکی رد شد...یکی پا بند مقصد شد...

تو اما باش...

خدا اینجاست...

به خدا توکل کن...

برچسب: نویسنده: سجاد پارسامنش تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی