کفشهایم را می پوشم و در زندگی قدم میزنم. من زنده ام و زندگی ارزش رفتن را دارد. آنقدر میروم و قدم بر میدارم تا صدای قدم هایم، گوش نا امیدی را کر کند...
زندگی همانند کفشهایی است که پای مان را روی دلشان میگذاریم. خوب میدانیم که کفش ها گاهی پاهایمان را میفشرند و به درد می آورند، اما تحمل میکنیم.زندگی هم همان است.سختی و مشقت مشکلات و گرفتاری هایی در زندگی وجود دارد که شاید باعث آزارمان شوند اما باید یاد بگیریم سختی ها و گرفتاری ها را تحمل کنیم و برای از بین بردن مشکلات بکوشیم. و باید این را باور داشته باشیم، زندگی کوتاه است. زندگی با تمام خوبی ها و بدی هایش می گذرد. ما به جلو پیش میرویم همچنان که کفش هایمان اذیتمان می کنند. پس زندگی را هم باید به جلو و رو به پیشرفت پیش ببریم و هیچ وقت دست از تلاش برای به کمال رسیدن نکشیم. من با کفشهای آزار دهنده ام به جلو میروم، پس میتوانم زندگی را هم با مشکلاتش به جلو پیش ببرم و هر لحظه برای بهبود سختی هایش تلاش کنم. من به جلو میروم چون زندگی ارزش لنگان لنگان رفتن را دارد. لنگان لنگان به جلو پیش میروم. با ذوق و شوق و امید فراوان.
به مشکلات زندگی توجه نکنیم،مشکلات و گرفتاری ها همانند شادی ها و خوشی ها در زندگی رهگذرند. می آیند و میروند و میگذرند.
یادمان باشد، زندگی کوتاه است. پس دست از تلاش بر نداریم و با امید به سوی آینده ای روشن قدم برداریم.
زندگی سرشار از بالا و پایینی است. رمزش آن است که در بالا ها لذت ببریم و در پایین ها شجاع باشیم و استوار...
.....متنی بود از خودم که به عنوان موضوع آزاد سر کلاس نوشتم...شاد باشید...
برچسب:
نویسنده: سجاد پارسامنش